امشب دوباره آسمون اشکاي آبي داره
يه گوشه ي دنياي ما دختري بي قراره
اشک چشاش مونسشه برا شباي تارش
تو آسمون دنبال تک ستاره ي خيالش
هر شب کنار مهر وتسبيح سرش وميزاره
مادر براي دخترک حکم پدر رو داره
سال هاي سال که باباش تو جبهه ها شهيده
از اون فقط يه قاب عکس شيشه اي رو ديده
خوب ميدونه که شهدا جاشون فقط بهشته
تو خاطرات بچگيش آرزوها نوشته
امشب دوباره آسمون ستاره اي نداره
باز از دل دخترک بارون غم مي باره


